تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

158

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

پيروز و اخشنوار سخنى مانند آنكه من آورده‌ام گفته است ، با كمى دگرگونيها ، و آن چنين است « 1 » : چون پيروز روى به اخشنوار نهاد سوخرا را در تيسفون و به اردشير ، كه پايتخت شاهان ايران بود ، به جاى خود بنشاند . اين سوخرا پايهء كارن « 2 » داشت و نيز فرمانرواى سگستان بود . چون پيروز به مناره‌اى رسيد كه بهرام گور ميان خراسان و تركستان ساخته بود تا هيچ‌كدام از آن نگذرند ، و نيز پيروز با اخشنوار پيمان بسته بود كه از آن به سوى زمين هيتالان نگذرد « 3 » ، بفرمود تا آن را به پنجاه پيل و سيصد مرد بستند و پيش او كشيدند ؛ آنگاه خود به دنبال آن راه افتاد . قصد او از اين كار آن بود كه گويا مىخواهد پيمانى را كه با اخشنوار بسته است نگاه دارد . چون اخشنوار از كار پيروز و مناره آگاهى يافت كس به سوى او فرستاد و گفت : « اى پيروز ! خود را از آنچه پيشينيان تو خود را از آن بازداشته بودند بازدار و آنچه ايشان نكرده‌اند مكن . » پيروز گفتار او را نشنيد و به بيان او اعتنايى نكرد بلكه خواست تا او را به جنگ بياغالد و به آن فرا خواند . اخشنوار خود را از جنگ با او بازمىداشت و از آن دورى مىجست ؛ زيرا جنگ تركان بيشتر نيرنگ زدن به دشمن و فريب دادن اوست « 4 » .

--> مجعول مذكور در بيرونى ( ص 38 ) . امّا بايد متوجّه بود كه در متن ، كارن را به هيچ وجه به اشكانيان منسوب نمىدارد . ( 1 ) - اين گزارش در نسخهء سپرنگر نيست امّا يعقوبى خلاصهء آن را نقل كرده است . در اينجا مىبينيم كه يعقوبى نيز با ذكر قحطى شروع مىكند ولى مدّت آن را سه سال مىداند . اين گزارش همان است كه در شاهنامه نيز آمده است ولى در آنجا نيز مانند ابن المقفّع قحطى هفت ساله‌اى را پيش از آن ذكر مىكند . خصوصيّت ممتاز اين روايت در اين است كه دشمنان پيروز را « ترك‌ها » مىداند و نيز مىگويد پيروز « مناره » اى را كه بهرام گور نشان مرزى تعيين كرده بود ( رجوع شود به مطالب فوق ) قبول نكرده است و هر دو مطلب نادرست است . ( 2 ) - نام خاندان‌هائى كه قدرت و منصب را به ارث مىبرند در منابع يونانى نيز بارها به طور ساده « رتبه » ناميده شده است . ( 3 ) - اين مطلب در اينجا و نيز در شاهنامه از گزارش ديگرى در ميان روايت گنجانده شده است ( شايد خود طبرى اين كار را كرده است ) ؛ زيرا اين روايت از شكست سابق پيروز و تعهد « شخصى » او خبر ندارد . ( 4 ) - اين گونه اعمال هيتالان در برابر ايرانيان ، كه از نظر قواى جنگى مسلّما بر هيتالان